السيد موسى الشبيري الزنجاني

30

كتاب النكاح ( فارسى )

اضرار به نفس داريم يا نه ؟ مورد بحث قرار گرفته است . پس چطور مىشود كه حرمت اضرار به نفس چنين وضوحى داشته و مسألهء ضرر به همسايه مخفى باشد و مسلمين نمىدانستند كه ضرر به همسايه در اسلام جايز نيست . مناقشهء دوم : مراد از نفس در اينجا يعنى خودش . پس نفس به معناى جسم مراد نيست . و از طرفى ظاهر روايت اين است كه خود شخص را مانند همسايه‌اش قرار داده و حال اين كه انسان اشكال ندارد به خودش ضرر مالى بزند و به غبن خودش حاضر شود . پس اين كه بگوييم راجع به خود شخص تنها ضرر جانى مراد است و راجع به همسايه‌اش اعم از ضرر مالى و جانى ، با ظاهر روايت سازگار نخواهد بود . 3 ) بيان مفاد روايت روايت در اينجا مىخواهد بگويد همانطور كه شخص نسبت به خودش طبعاً از ضرر مجتنب است از همسايه نيز در عالم تشريع اجتناب شده است . زيرا شارع فرموده : همسايه را مثل خودت حساب كن و همانطور كه طبعاً به خودت ضرر نمىزنى ، به او هم ضرر نزن . مثل اينكه شارع بگويد : ظن مانند قطع حجت است . حجيت قطع ، ذاتى است و جعلى نيست . شارع مىخواهد بر ظن ، جعلِ حجيت كند . ظن را تشبيه به قطع مىكند و مىفرمايد : همانطور كه اگر قطع داشتيد به يك مطلبى با مقطوع خودتان معامله واقع مىگرديد و ترتيب اثر ( كه ذاتى است براى قطع ) مىداديد ، اگر ظن هم پيدا كرديد ، مانند قطع ترتيب اثر بدهيد . پس اين روايت اصلًا دلالتى ندارد بر اينكه اضرار به نفس حرام است يا حرام نيست . « * و السلام * »